الشيخ المنتظري

472

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به آن خواستهاى زشت مى گويند كه انسان را از سعادت باز مى دارد . « تَزَوَّدُوا مِنَ الدُّنْيَا مَا تَحْرُزُونَ أَنْفُسَكُمْ بِهِ غَداً » ( توشه برداريد از دنيا چيزى را كه به وسيله آن خودتان را فردا حفظ كنيد . ) « حَرَز » و « حَرَس » هر دو به معناى حفظ و حراست است . آرزوهاى دور و دراز نبايد انسان را فريب دهد و از فكر آخرت و فراهم كردن توشه غافل نمايد . بعضى ها اين منطق را دارند كه حالا خوش باشيم آخر عمر توبه مى كنيم ، مگر انسان خبر دارد كه چند سال عمر مىكند تا در آخر توبه كند ؟ ! در حديث آمده است وقتى كه آيه توبه نازل شد شيطان ناراحت شد ، بالاى كوهى رفت و بچه شيطانها را صدا زد و گفت : بايد فكرى بكنيم ، ما با زحمت اولاد آدم را اغوا مى كنيم ، فريب مى دهيم ، دنبال دنيا و شهوات مى بريم ، يك دفعه پشيمان مىشود و توبه مىكند و تمام زحمت هاى ما از بين مى رود ، هر يك از بچه شيطانها پيشنهادى كرد ، امّا شيطان بزرگ نپسنديد تا اين كه الخنّاس - يعنى تأخير اندازنده - پيشنهاد كرد : ما كه بر اولاد آدم مسلّط هستيم هر موقع خواست توبه كند مى گوييم حق با تو است اما چند روز ديگر صبر كن تا فلان كارت تمام شود ، به همين صورت هر وقت مى خواهد مهياى توبه شود تأخير مى اندازيم ، آرزوها و شهواتش را در مقابل چشمش مجسّم مى كنيم ، تا مرگ او برسد و موفّق به توبه نشود ، اين پيشنهاد به نظر شيطان خوب آمد . ( 1 ) اين خطبه تمام شد . سيّد رضىّ ( رحمه الله ) در دنبال خطبه كلام مفصّلى دارد راجع به امتيازاتى كه در اين خطبه از نظر ادبى و فصاحت و بلاغت هست ، برادرانى كه اهل ادبند خودشان مطالعه كنند ، چون مفصّل است من وقت برادران را نمى گيرم . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

--> 1 - بحارالانوار ، ج 60 ، ص 197 ، چاپ بيروت به نقل از امالى صدوق ، ص 287